برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
زندگی همیشه پیچیدگی های خودشو داره و هیچ وقت نمیتونی از روی چند روز یا چند مدت کل زندگی خودت و یا دیگران رو پیش بینی کنی... درست مثل ساعت شنی وقتی یه سمتش پر میشه تازه قسمت خالی اون انگیزه پر شدن میگیره...
خسته شدن از وارونه شدن های پی در پی توی ساعت شنی به معنی توقف زمان هست.. و هرگاه خسته بشی و تسلیم بشی از تلاش .. زمان برای تو متوقف میشه و خلاص...
#خلاص
#تمام
# دارم نزدیک میشم به این توقف...
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
حواسم نبود و درب تاکسی رو خیلی محکم بستم .. قبل از اینکه برگردم و نگاه مغرضانه ی راننده تاکسی را ببینم معذرت خواهی کردم.. اما وقتی چشمم به نگاهش افتاد گفتم حتما الان توی دلش فحشی هم نثار امواتم کرده.
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
دستهایت گویا یخ زده اند...
گاهی خاطرات دو دست نیرومندش را بیخ گلوی آدم می گذارد و خفه می کند..
آنگونه که روح از کالبد و جسم گرم بیرون می رود و تن آدمی همچون جسدی بی جان گوشه ای از اتاق می افتد و یخ می زند...
گاهی وقتها بعضی چیزها آدم را میکشد..
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی
میان من و تو دیواریست...
که بی رحمانه قد میکشد...
#سیروان_عزیزپور
#غم اغیار مخور تا نخورم خون جگر...
برچسب:
نویسنده: مهراد زمانی